X
تبلیغات
انسان شناسی
انسان شناسی
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود / به کجا میروم آخر ننمایی وطنم

باز هر کوچه و بازار شده وادی ماتم        شده غرق تب و اشک پر از گریه نم نم   

رسیده است دوباره همه جا عطر محرم        بساط غم و اندوه شده باز فراهم

بیائید همه سینه زنان گریه کنان نوحه بخوانید     همه شور بگیرید همه اشک بریزید

بخوانید از آن عشق مجسم    از آن روح مکرم    که غرق غم و اندوه شده غصه عالم

چه شوری است    چه حالی است      چه احساس زلالی است

بیائید که از سفره ارباب   از این سفره پر برکت و پر خیر  همه رزق بگیریم

که دست همه خالیست        و این اشک شبیه پر و بالیست


که تا یک دل و یک رنگ همه بال بگیرید و بمیریم   چرا که به خدا حضرت ارباب تجلی صفات است

و هم جلوه ذات است   در اوج درجات است  شفیع ارصات است  قتیل العبرات است

اسیر الکربات است   و کشتی نجات است   و اشک غم او آب حیات است

و لب تشنه لبهاش در آن ظهر عطش نوش لب خشک فرات است
شهیدی که کفن پوش ز روز عرفات است

و اما خود ارباب گواه است  دلم منتظر برگ برات است  که دلتنگ غبار حرمین و عتبات است

همان جا که شب جمعه پر از عطر دل انگیز بهشت است
همان مرقد حضرت که فرش حرمش بال فرشته است

عجب کرب و بلائی

ارسال در تاريخ شنبه دوازدهم آذر 1390 توسط انصاری نیا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت